السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
214
تفسير الميزان ( فارسي )
رسول خدا ، و يا خود رسول خدا ( ص ) و ائمه اهل بيت ( ع ) مىباشد نيست ، و نيز هيچ دليلى نيست بر اينكه مراد از « الذين » عموم امت بوده ، و اگر وعده در آيه متوجه به طايفه مخصوصى از ايشان شده به خاطر صرف احترام از آنان يا عنايت بيشتر به آنان بوده باشد ، زيرا همه اين حرفها سخنانى خود ساخته و بى دليل است . و مراد از استخلاف آنان در زمين نظير استخلاف نياكان و امم گذشته اين است كه اجتماعى صالح از آنان تشكيل دهد ، كه زمين را ارث ببرند ، آن طور كه نياكان و امم گذشته صاحبان قوت و شوكت ارث بردند ، و اين استخلاف قائم به مجتمع صالح ايشان است ، نه به افراد معينى از ايشان ، هم چنان كه در امتهاى قبل از ايشان قائم به مجتمع بود . و اما اينكه مراد از آن ، خلافت الهى به معناى ولايت و سلطنت الهى ، نظير سلطنت داوود و سليمان و يوسف ( ع ) بوده باشد ، بسيار بعيد است ، چون از قرآن كريم بعيد است كه از انبياء به عبارت « * ( الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ) * » تعبير فرمايد ، و اين تعبير به همين لفظ و يا به معناى آن در بيش از پنجاه مورد در قرآن كريم آمده ، و در هيچ جا مقصود از آن انبياى گذشته نبوده ، با اينكه گفتگو درباره انبياى گذشته در قرآن كريم بسيار آمده ، بله در بعضى موارد به عبارت « رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ » يا « رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي » يا نظير اينها با اضافه كلمه قبل به ضمير راجع به رسول خدا ( ص ) آمده است . و مراد از تمكين دين مرضى آنان در زمين - همانطور كه گذشت - اين است كه دين پسنديده ايشان را پاى بر جا بدارد ، به طورى كه اختلافشان در اصول ، و سهلانگارىهايشان در اجراى احكام ، و عمل به فروع آن ، دين آنان را متزلزل نسازد ، و همواره اجتماعشان از لكه نفاق پاك باشد . و مراد از تبديل خوفشان به امنيت اين است كه امنيت و سلام بر مجتمع آنان سايه بيفكند ، به طورى كه نه از دشمنان داخلى بر دين و دنياى خود بترسند ، و نه از دشمنان خارجى ، نه از دشمنى علنى ، و نه پنهانى . و اينكه بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : « مراد تنها ترس از دشمنان خارجى است ، هم چنان كه همه ترس مسلمانان صدر اول از كفار و مشركين بود ، كه مىخواستند نور خدا را خاموش ساخته و دعوت حقه دين را باطل سازند » حرف صحيحى نيست ، و دليلى بر گفتار خود ندارند ، چون لفظ آيه مطلق است ، و هيچ قرينه اى كه مدعاى آنان را اثبات كند در آن
--> ( 1 ) كشاف ، ج 3 ، ص 251 .